• مشاهیر شهرستان قوچـان:

     شهرستان قوچان زادگاه شخصیت های معروفی در زمینه های مختلف بوده است که به طور اختصار می توان از این بزرگان نام برد.
    1. ابوالقاسم بن محمد قشیری= عارف و محدث قرون ۵ و۴
    2. نوعی خبوشانی= شاعر و غزلسرا
    3. میرزا سنگلاخ= شاعر و عارف و خوشنویس دوره قاجار
    4. جعفرقلی زنگلی= عارف، شاعر و موسیقیدان نامی کرمانج 
    5. آیت الله عزیز الله عطاردی قوچانی = نویسنده ، محقق و پژوهشگر اسلامی 
    6.  علی اکبر اسماعیلی قوچانی=  استاد برجسته خوشنویسی و کاتب بزرگترین کتاب قرآن جهان اسلام.
    7. میرزا نصرت طبیب قوچانی
    8. حاج قربان سلیمانی
    9. سید محمد حسن آقا نجفی قوچانی
     

    مولانا نوعی خبوشانی؛

    محمدرضا خبوشانی در سال ۹۷۰هـ در سرزمین باستانی استو (خبوشان- قوچان فعلی) چشم به جهان گشود. پدرش، محمود خبوشانی از بازرگانان معزز و صاحب نام بود. بنابر قول صاحب منتخب التواریخ(۴)، محمدرضا خود را از نبایر پیر پر آوازة سلسله کبراویه، شیخ حاجی محمد خبوشانی می دانست. او در سنین کودکی به همراه پدر از خبوشان به عراق و کاشان که در آن روزگار مرکز بازرگانی ایران و هند بود، رفت و در آنجا به خدمت محتشم کاشانی رسید. « چون از جوهر ذاتی و فطرت جبلّی او را به صحبت شعرا و ظرفا میل تمام بود و طبعش به شعر گفتن و نکته سنجی مایل، همواره به خدمت و صحبت مولانا محتشم می رسید و آنچه از طبع او سر میزد به شرف اصلاح، ممتاز می گشت و مولانا را توجه تمام به او و اعتقاد به سلیقة او بود…» (باقی نهاوندی، به نقل از کاروان هند،گلچین معانی، ج۲: پاورقی ۱۴۷۳) در صحت ماجرای دیدار نوعی با محتشم، برخی تردید کرده اند. گلچین معانی از یک سو با ذکر بخشی از زندگی محمدرضا که پس از مرگ پدرش تمام اموال او را صرف خوشگذرانی کرده و سپس به هند رفته و در آنجا مانده و هرگز فرصت شاگردی محتشم را نداشته است و از سویی دیگر؛ بیگانگی سبک شعری نوعی با محتشم را از دلایل تردید خود در دیدار محتشم و نوعی بر می شمارد. اما بر خلاف صاحب تذکرة میخانه، ذبیح ا… صفا، نوعی را شاگرد مسلّم محتشم می داند:
    « درست است که نوعی مانند استادش به آوردن کلام منتخب و برگزیده توجه داشت ولی چون طبعی روانتر و قریحه ای شاعرانه تر از محتشم داشت، مانند او به دنبال بعضی صنعتگری ها در شعر نرفت، بلکه شعرش خاصه غزلش هم از جهت اشتمال بر عواطف گرم و خیال های باریک از شعر محتشم غنی تر است و هم بیانش ساده تر و روان تر، چنانکه باید گفت، نوعی شاگردی بود که شیوة استادش را در معنی و لفظ تکامل بخشید.» (تاریخ ادبیات در ایران، صفا، ج۲/۵ : ۸۸۸)
    نوعی پس از گذشت چند صباحی در کاشان، رهسپار خراسان می شود، اما پس از مرگ پدر و به سبب طلب روزی و مدح میرزا عبدالرحیم خانخانان عازم سرزمین هند می شود و از او صله های فراوانی می یابد. سپس به جرگه ملازمان میرزا یوسف خان رضوی که در دستگاه سلطنت اکبر شاه مقامی بلند داشت، می پیوندد و به همراه او به کشمیر می رود. در همین جا است که تخلّص « نوعی » را برای خود بر می گزیند. محمدرضا مدتی با دوست خود، میرحسین کفری در لاهور ملازم این امیر ادب دوست بود تا اینکه به سبب توانمندی در هنر شاعری، تیراندازی و سوار کاری مورد توجه شاهزاده دانیال، پسر اکبرشاه گورکانی قرار گرفت و به همراه او به برهانپور مهاجرت کرد و در دستگاه این شاهزادة تیموری سیر کمال و ترقی را پیمود، اما در همین دوران نیز از مدح خانخانان غافل نبود و با سرودن « ساقی- نامه » مشهورش در مدح او، یک فیل و ده هزار روپیه و اسبی عراقی و سراپای خاصه سپهسالاری دریافت کرد، چنانکه رسمی قلندری، یکی از شاعران هم روزگارِ نوعی را به حسرت واداشت و در ضمن قصیده ای چنین گفت:
             ز نعمت تو به نوعی رسید آن مایه
             که یافت میر معزی ز نعمت سنجر
              ز گلبن املش صد چمن گـل امید
           شکفت تا که به مدح تو شد زبان آور
    نوعی پس از درگذشت شاهزاده دانیال، به خدمت نور الدّین جهانگیر درآمد و آخرین سال های کوتاه زندگانی خود را در مدح این پادشاه سپری کرد و سرانجام در سال ۱۰۱۹ هـ در سن چهل و نه سالگی در برهان پور، چشم از جهان فرو بست.
     

    میرزا سنگلاخ خبوشانی:

    میرزا محمدعلی سنگلاخ معروف به خامه روان در حدود سال 1184 هـ . ق در قوچان قدیم متولد شد. اصل وی از خاندان قرائی قوچان بود. وی مردی شاعر و عارف بود ولی بیشتر به خوشنویسی شهره بود. او در خط نستعلیق استاد مسلم بود و خود را آفتاب خراسان می خواند. وی در تمام عمر خود ازدواج نکرد و بیشتر ایام را در مسافرت به سر می برد. از جمله بیش از 25 سال در ممالک عثمانی و مصر گذران عمر نمود. از تألیفات او امتحان الفضلا و تذکره خطاطین است که خود او در دو جلد به خط و چاپ بسیار اعلی در تبریز به طبع رسانده است. از هنرهای دستی او سنگ مرمر بزرگ یکپارچه ای بود که در قاهره برای قبر حضرت محمد (ص) ساخت و چون در آن موقع در حجاز انقلاب و اغتشاش بود موفق نشد که آن را به مدینه ببرد و بلاخره سنگ را با خود از مصر به تبریز آورد و چون درگذشت یکی از همسایگانش آن را در بقعه امامزاده ابراهیم بر سر قبر وی نصب نمود. در حال حاضر این کتیبه ارزشمند بسم الله الرحمن الرحیم  در موزه آذربایجان نگهداری می شود. این سنگ نبشته در ابعادی به طول 70/2 و عرض 30/ 1 متر به وزن 3 تن  و به مدت 8 سال  استاد بر روی آن کار کرده است.  وی 110 سال عمر کرد. میرزا سنگلاخ در حجاری، نقاشی وخطاطی هنرمندی از اعجوبه های دوران و استاد زمان بوده است. برخی ازآثار و تألیفات دیگر او عبارت است از: صراط السطور و مدادالخطوط- آداب المشق- سیاحت نامه – مجمع الاوصاف – برج  زواهر- درج جواهر و...
     

    میرزا نصرت طبیب قوچانی:

    میرزا علی نقی خراسانی متخلص به میرزا نصرت خان طبیب قوچانی، حکیم باشی مطلق خراسانی، حفظ الملک نصرت قوچانی که از نوادگان فریدالدین عطار نیشابوری می باشند، بین سالهای ۱۲۵۱ تا  ۱۲۵۳ هجری قمری در قوچان  به دنیا آمد. وی پس از گذراندن تحصیلات مقدماتی در مدرسه عوضیه قوچان برای ادامه تحصیل به مشهد رفت. میرزا نصرت خان طبیب در سبزوار حکمت الهی را از حکیم ملا هادی سبزواری آموخت و در ۲۸ سالگی برای ادامه تحصیل به تهران رفت و علوم هیئت، و نجوم و طب را  نزد اساتید آنجا فرا گرفت. وی اولین قوچانی است که از مدرسه دارالفنون فارغ التحصیل شدند. اساتید وی در پزشکی نوین، دکتر طولوزان فرانسوی، طبیب مخصوص ناصرالدین شاه، میرزا رضا دکتر علی آبادی و حکیم شلیمر فلمنکی هلندی بودند. وی پس از فراگیری علم طب در زادگاهش قوچان  به طبابت پرداخت. سرانجام میرزا نصرت در چهاردهم رمضان ۱۳۲۵ هـ . ق  در هفتاد و پنج سالگی در قوچان جدید  دار فانی را وداع گفت و در  مسجد پزشکی (مسجدالنبی) به خاک سپرده شد.
    برخی از آثار وی:
    دیوان اشعار، ترجمه کتاب قانونچه – دوا سازی، پاتولوژی، تشریح، جلاء العیون رساله شیمی، حفظ الصحه ناصری، خمسه ناصری، راحت بعد از رنج، شاهنامه ناصری، حیات فرنگی، امراض و علاج، مقاله طب و ...

     

    حاج قربان سلیمانی

    استاد مسلم و قدیمی‌ترین « بخشی » و آخرین روایتگر از نسل بخشی‌های بزرگ خراسان بود که نفس گرمی ‌داشت و روح علا‌قمندان به موسیقی را جلا می‌داد. حاج قربان سلیمانی موسیقیدان کشاورز، خواننده و نوازنده دوتار، در روستای علی آباد در شمال قوچان به دنیا آمد. او با اینکه بیش از هشتاد سال سن داشت در مزرعه خود در این روستا به کار مشغول بود و هرگز پایتخت نشین نشد. از آنجا که نوازندگی دوتار در خانواده او موروثی بوده است، او هم از سن ۷ سالگی دوتار را به دست گرفت و نزد پدرش کربلا‌یی رمضان که نخستین استادش بود و از نوازندگان صاحب نام دوتار شمال خراسان به شمار می‌رفت، به یادگیری این ساز پرداخت. بیست ساله بود که پدرش استاد کربلا‌یی رمضان درگذشت و او آموختن نوازندگی دوتار و خوانندگی را پس از فوت پدر نزد بخشی های شمال خراسان مانند غلا‌محسین بخشی، حاج محمد بخشی و عوض بخشی ادامه داد و در ۲۱ سالگی عنوان بخشی گرفت.    
    حاج قربان دوتار نوازی را از مراسم عروسی، ختنه سوران و شیرینی خوران در سال ۱۳۲۱ آغاز کرد. او در سال ۱۳۶۷ در برنامه تلویزیونی « اندیشه ی هنر » شرکت نمود و در سال ۱۳۶۹ در جشنواره موسیقی فجر، نوازنده برتر برگزیده شد و از آن سال به بعد هم به عنوان داور در جشنواره موسیقی فجر حضور یافت. این نوازنده چیره دست خراسانی که دوتار را شوق دل می‌داند، به عنوان گنجینه ی ملی لقب گرفت و از دست سید محمد خاتمی ‌رئیس جمهوری وقت نشان درجه ۲ فرهنگ و هنر دولتی دریافت کرده است. این استاد نامی در سال‌های پایانی هشت بار برای اجرای برنامه به کشور فرانسه دعوت شده است. در سال ۱۳۶۹ که این هنرمند بزرگ در جشنواره ی موسیقی و تئاتر سنتی ایران در جشنواره شهر آوینیون فرانسه شرکت کرده بود حضار را مجذوب و حیران هنر خویش ساخت و تحسین موسیقی دانان و آهنگسازان نامی ‌غرب را بر انگیخت. منتقدین اروپایی موسیقی به او لقب « گنجینه ملی واقعی » را دادند و مجله مشهور فرهنگی فرانسوی نوول آبزرواتور درباره ی او نوشت: « حس عمیق او نسبت به موسیقی و مهارت او در نوازندگی، در عین حال که بسیار طبیعی جلوه می‌کند، بسیار حیرت‌انگیز است.» پس از جشنواره آوینیون او در مقابل تماشاگران به وجد آمده در پاریس اجرای هنر نمود. در این اجرا حاج قربان و پسرش از سوی تماشاگران سه بار به صحنه بازخوانده شدند و پس از آن بر دست‌های حضار حمل شدند. لوموند نیز تصویر حاج قربان سلیمانی را روی جلد خود چاپ کرد و زیر آن نوشت: « کسی که درهای بهشت را به روی غرب گشود.»
    او همچنین به کشورهای بسیاری مانند سوریه، عربستان، ترکیه، فرانسه، آلمان، بلژیک، کلمبیا، پرو، پاناما، تونس، انگلستان، سوییس، اکوادور و چند شهر آمریکا نیز عزیمت کرده است. حاج قربان سلیمانی خود معتقد بود که مردم جهان بخصوص فرانسوی‌ها، بهتر از ایرانی‌ها او را می‌شناسند: « آنها واقعا موسیقی را می‌فهمند چون اهل تحقیق و پژوهش‌اند.»
    حاج قربان سلیمانی از آخرین نمونه‌های اساتید « بخشی » در شمال خراسان است. بسیاری او را یکی از مهم ترین و برجسته‌ترین هنرمندان معاصر ایران شمرده‌اند. موسیقی، نوازندگی و خوانندگی او که به سه گویش کردی، ترکی و فارسی بود هرگونه مرز و سد زبانی را درهم می‌نوردد و به هر گوشی خوش می‌نشیند. حاج قربان سلیمانی در فیلم آخرین بخشی، دریاره عنوان بخشی اینگونه توضیح می دهد: "یک نفر خواننده است و نوازنده نیست، یک نفر نوازنده است و خواننده نیست؛ و کسانی هستند که خودشان می خوانند و تار می زنند ولی باز اینها بخشی نیستند، بخشی به کسی می گویند که از همه لحاظ کامل باشد، تار زدنش و صدایش. اگر تارش خراب شد خودش تعمیر کند، اگر تار نداشت خودش بتواند بسازد. برای نطاقی بتواند شعرهای خوب انتخاب کند و بنویسد.
    در ایران « بخشی » را کسی می‌دانند که خداوند به او بخشش یا موهبتی عطا فرموده و او را فردی استثنایی کرده است.بر پایه همین نظر، « بخشی » باید بتواند بخواند، بنوازد، شعر بگوید، داستان بسراید و ساز خویش را نیز بسازد. به این ترتیب هر نوازنده دوتاری « بخشی » نیست. علا‌وه بر تسلط بر ساز، شخص باید از نظر دانش و شرایط درونی به مرحله‌ای برسد که عنوان « بخشی » را زیبنده خود کند. یکی از هنرهای « بخشی »ها بداهه گویی و بداهه نوازی است. آنها چنان حافظه‌ای دارند که می‌توانند ساعت‌ها بنوازند و بخوانند و داستان‌های بلند حماسی، عاشقانه و عارفانه را در چند شبانه روز از بر باز گوکنند و بخوانند. حاج قربان سلیمانی، آخرین روایتگر از نسل « بخشی »های بزرگ شمال خراسان به شمار می‌آمد که عصر روز یکشنبه سی ام دیماه ۱۳۸۶ در شهرستان قوچان بر اثر کهولت سن در ‌۸۵ سالگی درگذشت.

     

    سید محمد حسن آقا نجفی قوچانی:

    عالم و زاهد وارسته سید محمد حسن نجفی مشهور به آقا نجفی قوچانی در سال 1295 هـ . ق در خسرویه از توابع قوچان قدیم به دنیا آمد. آقا نجفی دوران کودکی را در نزد پدر به آموختن قرآن گذراند و در سیزده سالگی به توصیه پدر به قوچان رفت تا به ادامه تحصیل بپردازد. سپس در سن شانزده سالگی به مشهد رفته و در مدرسه پریزاد مشغول تحصیل شد. ایشان در سال 1313 هـ . ق برای کسب فیض از اساتید مهم اصفهان به این شهر سفر کرد و دروس فقه و حکمت و منظومه را نزد اساتید به نام آن دیار فرا گرفت. بعد از پنج سال از اصفهان نیز باز عازم سفر شد و به نجف اشرف مشرف گشت و از درس خارج مرحوم آخوند خراسانی کسب فیض کرد. مرحوم آقا نجفی قوچانی در دوران جوانی به درجه اجتهاد رسیده است. آقا نجفی قوچانی در سال 1338 هـ . ق بعد از فوت پدر عزیزش مجبور به بازگشت به ایران شد و بعد از مدت کوتاهی که در مشهد مقدس ساکن بود که به درخواست مردم قوچان، به این شهر عزیمت کرد و تا پایان عمر پربارش در این شهر اقامت داشت و به قضاوت و تدریس و امور دینی مردم پرداخت. سرانجام در شب جمعه 26 ربیع الثانی سال 1362 هـ . ق برابر با 1322 هجری شمسی در سن 68 سالگی در قوچان وفات یافت ودر یکی از اتاق های منزلش به خاک سپرده شد. امروزه مزارش زیارتگاه عاشقان و عارفان است. آقا نجفی قوچانی آثار و کتب ارزشمندی از خود به جای گذارده است که برخی از این تألیفات عبارتند از: سیاحت غرب 2- سیاحت شرق 3- شرح کفایه اصول آخوند ملا محمد کاظم خراسانی 4- شرح ترجمه رساله تفاحیه ارسطو 5- حیاة  الاسلام فی احوال آیه الملک العلام 6- رساله عذر بدتر از گناه 7- رساله سفری کوتاه به آبادی های اطراف قوچان و...

     
تمامی حقوق این پورتال متعلق است به اداره کل میراث فرهنگی ، صنایع دستی و گردشگری استان خراسان رضوی مجری پورتال : شرکت داده پردازی پویان ابتکار شرق